فوریه 8, 2010

فوریه 8, 2010

دسامبر 13, 2009

دسامبر 10, 2009

نوامبر 26, 2009

نوامبر 3, 2009

13-aban

فرهمند علیپور
مهدی کروبی روز گذشته وارد نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری ها شد تا بار دیگر همگان را به تحسین شجاعتش وا دارد. شیخ شجاع اصلاحات بدون اطلاع قبلی به مصلی امام خمینی، جایی که نمایشگاه شانزدهم مطبوعات برپاست قدم گذاشت و در میان استقبال گسترده هزاران تن از حامیان جنبش سبز خواب زمستانی و رخوت را از این نمایشگاه گرفت تا میدانی دیگر برای به چالش کشیدن و اعتراض به حاکمیت و دولت محموداحمدی نژاد – دولتی که میلیونها ایرانی آنرا محصول یک کودتای سفید می دانند- بیافریند.

توهین و ضرب و شتم

در بدو ورود مهدی کروبی به سالن بزرگ مصلی تهران اکثر حاضران به سمت درب ورودی حرکت کردند و با سر دادان شعارهایی حمایت خود را از تداوم جنبش سبز، مهدی کروبی و میرحسین موسوی اعلام کردند. لحظاتی بعد صدها تن از حاضران به شوق آمده در برابر خبرگزاری فارس گرد آمدند و با سردادان شعارهایی چون “بسیجی واقعی، همت بود و باکری” و “دولت کودتا استعفا استعفا” نارضایتی خود را از دولت محمود احمدی نژاد، حوادث پس از انتخابات و نقش نیروهای بسیجی در این حوادث را اعلام کردند.

از سوی دیگر حامیان دولت محمود احمدی نژاد نیز گردهم آمدند و به سردادن شعارهایی علیه مهدی کروبی پرداختند از جمله آنکه “دروغگو برو بیرون” ، “مرگ بر منافق” و “مرگ بر ضد ولایت فقیه” . در این حین پرتاب یک لنگه دمپایی به سمت کروبی اوضاع را متشنج کرد و گروههای لباس شخصی اقدام به هجوم به سمت شیخ اصلاحات کردند که به طبق گفته خبرنگار سایت “عصر ایران” که خود از نزدیک این رویداد را دنبال می کرد در بین مهاجمان “مسئولان برخی رسانه ها و سایت های یک جریان سیاسی خاص نیز وجود داشتند.” اتفاقی که موجب افتادن عمامه شیخ اصلاحات نیز شد.

با آنکه خبرگزاری کار ایران مصدومیت کروبی را رد کرد اما به سرعت خبر مصدومیت کروبی در وب سایتهای مختلف منتشر شد و عکسهایی که خبرگزاری فارس نیز از این رویداد منتشر کرد، نشان از زخمی شدن پیشانی کروبی داشت.

ابتکار برنا پخش آهنگ تکنو!

وب سایت “فردا” و “عصر ایران” که هر دو در اردوگاه رسانه ای جناح اصولگرای منتقد دولت قرار دارند، در حاشیه این دیدار ضمن اذعان به پرشمار بودن جمعیت سبزهای معترض و در نتیجه مغلوب شدن حامیان اقتدارطلب و لباس شخصی ها ، از اقدام عجیب خبرگزاری برنا که زیر نظر سازمان ملی جوانان و خبرگزاری ایرنا فعالیت می کنند، خبر دادند. عصر ایران در این خصوص نوشت:” پس از این که صدای شعارهای حامیان کروبی کل فضای نمایشگاه را فرا گرفت ، خبرگزاری دولتی برنا ، در اقدامی عجیب ، اقدام به پخش موسیقی تکنو با صدای بسیار بلند کرد به طوری که بعد از این ماجرا ، عده ای از جوانان حاضر در نمایشگاه با مراجعه به غرفه برنا ، درخواست سی دی آن آهنگ را می کردند!”

فارس:حامیان کروبی با چوب آمده بودند

خبرگزاری فارس اما از همه خبرگزاری ها و وبسایت های خبری گزارشی جالبتر ارائه داد! خبرنگار این خبرگزاری می نویسد:” مهدی کروبی کاندیدای شکست خورده در انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم با حضور در نمایشگاه مطبوعات جو آرام این نمایشگاه را برای دقایقی به هم ریخت.” و البته می افزاید:” در دست برخی از افراد چوب دیده می شد که با آن به سمت مردم و طرفداران انقلاب حمله ور می شدند.”

با آنکه حتی رسانه های اصولگرا از فرا گرفتن کل فضای نمایشگاه در اختیار هواداران جنبش سبز و شعارهای معترضین خبر داده اند، اما این خبرگزاری با وارونه نمایی نوشت:” کروبی در دقایق ابتدایی حضور خود در نمایشگاه مطبوعات با خیل مردمی روبه رو شد که از او با شعارهای مرگ بر منافق و مرگ بر ضد ولایت فقیه استقبال می‌کردند. که وی مجبور شد از همان ابتدای نمایشگاه راه خود را کج کرده و به دنبال درب خروج باشد.” خبرنگار این خبرگزاری در خصوص تعرض به کروبی و انداختن عمامه او نیز چنین نوشت:” کروبی در پی هجوم برخی افراد به سمت وی مجبور شد بدون عمامه مصلی را ترک کند”!

لنگه کفش خبرنگاران فارس و رجانیوز

پایگاه اطلاع رسانی “جوان فردا” که توسط جمعی از جوانان عضو حزب کارگزاران سازندگی فعالیت می کند در روایت و شرح این ماجرا خبرنگاران فارس و رجانیوز را در تعرض و پرتاب لنگه کفش “یا دمپایی” دارای نقش اصلی معرفی کرده و می نویسد:” عده ای از اوباش لباس شخصی با همراهی و هدایت خبرنگاران خبرگزاری فارس و رجا نیوز ، به مهدی كروبی كه در نمایشگاه حاضر شده بود ، حمله كردند و به سوی ایشان كفش پرتاب نمودند.”

خاتمی و میرحسین در نمایشگاه

سایت خبری “خبرآنلاین” نیز که در خصوص حضور کروبی در نمایشگاه چندین خبر منتشر کرد، در خبری به نقل از شیخ شجاع در نمایشگاه مطبوعات نوشت که فردا و پس فردا موسوی و خاتمی در نمایشگاه حضور خواهند یافت. خبری که البته هنوز در سایتهای دیگر منتشر نشده است.

خشم حامیان دولت از شیخ

حضور مهدی کروبی و استقبالی که از او به عمل آمد، موجب عصبانیت هواداران دولت شد تا آنجا که محمد علی رامین مشاور رئیس جمهور و فردی که موضوع “هولوکاست” را اول بار مطرح کرد، به خبرنگار فارس گفت:” اگر كروبي از وضعيت خود در افكار عمومي بي‌اطلاع است، بايد به سلامت عقل او ترديد كرد؛ ولي اگر وي از همه واقعيات باخبر است و آگاهانه اقدام به حضور در محافل عمومي مي‌كند، بايد وي و اراذل و اوباش حامي وي را مسئول تمام خسارت‌ها و پيشامدهايي كه اتفاق مي‌افتد، دانست.” او همچنین تاکید کرد:” هم رسانه‌ها و هم سياستمداران و دستگاه‌هاي امنيتي بايد اين گونه افراد را از صحنه سياسي كشور حذف كنند و قوه قضائيه هم بايد اقدام مقتضي را در اين خصوص انجام دهد.”

از سوی دیگر عباس سلیمی نمین نیز در گفتگو با همین خبرگزاری هجوم به حضور كروبي را ” نشان‌دهنده رشد مردم و حركت رو به جلوي جامعه” دانست و در توضیح این مطلب خود اظهار داشت:” برخي نخبگان سياسي كشور مدت‌هاست كه در حال در جا زدن هستند؛ در حالي كه جامعه به سرعت و رو به جلو در حال حركت هستند.”

یک تنه و با صدای بلند

اقدامات خط شکنانه و شجاعانه کروبی ماههاست که جریان حامی دولت را برآشفته کرده است. چنانچه روزنامه نیویورک تایمز روزگذشته در گزارشی با عنوان “روحانی که يک تنه و با صدائی بلند رهبران ايران را به مبارزه می طلبد”، می نویسد:” دولت برغم تمامی دست آوردهايش در حفظ حاکميت نتوانسته است آقای کروبی پابرجا درمطرح ساختن انتقادهای دردسرآور از جهات گوناگون را، ساکت و يا مرعوب کند. آقای کروبی اکنون و در شرايطی که صدای ديگر چهره های اپوزيسيون، از جمله آقای موسوی، و دو رئيس جمهوری پيشين – محمد خاتمی و علی اکبر هاشمی رفسنجانی – کمتر شنيده مي شود، در انتقاد از دولت، که به نظر او تمامی مشروعيت خود را از دست داده است،به صدائی قاطع و رسا مبدل شده است .”

تاج زاده پس از چهار ماه شکنجه و انفرادی:
انتخابات غیر آزاد و غیرعادلانه بوده است

مصطفی تاج زاده در سومین دیداری که با همسرش داشت، با انتقاد از نقش شورای نگهبان در انجام انتخابات غیر آزاد گفت “فرصت” شنیدن حرف های بازداشت شدگان نیز فراهم خواهد شد.

عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین که بیش از چهار ماه را در بازداشت مقامات امنیتی جمهوری اسلامی سر کرده، با انتقاد از “حق وتوی” احمد جنتی دبیر شورای نگهبان، از نظارت استصوابی به عنوان بدعتی که انقلاب را به انحراف کشیده یاد کرده و انتخابات 22 خرداد را “غیر آزاد” و “غیر عادلانه” توصیف کرده است. اظهارات تاج زاده در شرایطی مطرح می شود که مقامات جمهوری اسلامی کوشیده اند با وارد ساختن فشارهای شدید جسمی و همچنین “شکنجه سفید” بازداشت شدگان اصلاح طلب را وادار به اعترافاتی در تایید نتایج انتخابات و نقد جنبش سبز نمایند.

معاون سیاسی وزارت کشور در دولت اصلاحات که 120 روز در زندان انفرادی و در انزوای کامل به سر برده است، از اواسط هفته گذشته پس از آنکه بازجو ها از اعتراف گیری از وی دلسرد شدند، از زندان انفرادی خارج و با محسن امین زاده معاون سیاسی محمد خاتمی هم بند شده است.

او در سومین دیداری که با همسرش فخر السادات محتشمی پور داشت از روند پیگیری پرونده اش اظهار بی اطلاعاتی و خاطرنشان کرده که هیچ اقدام “غیر قانونی” انجام نداده است. مصطفی تاج زاده که شامگاه 23 خرداد هنگامی که دولت احمدی نژاد پس از اعلام نتایج، بازداشت خانه به خانه فعالین سیاسی مخالف خود را آغاز کرد در منزل دستگیر شده بود، در گفتگوی رودرو با همسرش برای شرکت در دادگاه های علنی اعلام امادگی کرده است.

پخش دادگاه های متهمان سیاسی به عنوان تلاشی برای سلب اعتماد به نفس جنبش سبز و دادن روحیه به شبه نظامیان بسیج و دیگر بخش های امنیتی و نظامی که در سرکوب جنبش سبز نقش داشتند از اوایل ماه مرداد با همکاری دستگاه امنیتی- قضائی و سپاه آغاز شد. کارشناسان سیاسی ناکامی طراحان این پروژه در رسیدن به اهداف خود را ناشی از فشارهای شدید نهادهای مدنی داخلی و خارجی و همچنین سرباز زدن عمده بازداشت شدگان از اعتراف می دانند که باعث شد جعفری دولت ابادی دادستان تهران، عطای پخش تلویزیونی دادگاه تاج زاده و دیگر متهمان سیاسی را به لقایش بسپارد و اعلام کند دیگر دادگاهی از صدا و سیما پخش نخواهد شد.

هر چه می خواهند در غیبت ما بگویند

تاج زاده که به گفته همسرش علی رغم فشارهای بازجویان از “روحیه بالایی” برخوردار بوده است، با اشاره به “فتنه گری” هایی که در خارج از زندان برای “پرونده سازی” علیه او در جریان است، فضای کنونی را چنین توصیف کرده : ” اینان در میدانی بلامنازع و در غیبت ما هرچه می‌خواهند بگویند.” تاج زاده تصریح کرده است که “فرصت” شنیدن “حرف” های بازداشت شدگان نیز برای مردم فراهم خواهد شد.

گفته می شود دولت احمدی نژاد و حامیان وی، بخصوص در سپاه به دلیل نفرت ویژه ای که از این عضو ارشد سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت دارند، در تکاپو هستند تا حکم بسیار سنگینی علیه وی صادر کنند. در آغاز بازداشت فله ای متهمان سیاسی، گفته می شد جناحی که متهم به تقلب گسترده در انتخابات است قصد داشته با “اعدام” مصطفی تاج زاده، جو رعب را در میان جنبش سبز بر پا کند. محسنی اژه ای وزیر اطلاعات وقت که بعدها توسط احمدی نژاد از دولت اخراج شد در همان زمان این خبر را شایعه خواند.

تاج زاده به ما روحیه می دهد

خانم محتشمی پور که از زمان بازداشت همسرش تلاش بی وقفه ای برای رهایی وی ایفا کرده و به طور مرتب به همراه همسران دیگر بازداشت شدگان اطلاح طلب در جلوی درب زندان اوین به نشانه همبستگی با عزیزانشان تجمع کرده، با نوشتن نامه ای به دادستان تهران اعتراض خود را به ادامه بازداشت همسرش اعلام کرده است.او در گفتگو با پارلمان نیوز درباره روحیه همسرش گفته است: ” در هر ملاقات خودمان را برای روحیه دادن به او كه به ناحق دربند و از حقوق اولیه‌اش از جمله دفاع در برابر هجمات وارده و جوسازی‌های رسانه‌ای محروم است، آماده می‌كنیم اما هربار می‌بینیم این ماییم كه باید از ایمان راسخ و ثبات فكر و استواری قدم او در راه حق كه در منش و گفتارش متجلی است، روحیه بگیریم.”

تاوان مخالفت با احمدی نژاد

تاج زاده همواره به عنوان یکی از مخالفان سرسخت دولت نظامی گرای محمود احمدی نژاد شناخته شده است؛او در مصاحبه ای که درست یکسال پیش از انتخابات انجام داد، علت مخالفت خود با اصولگرایان را به طور تلویحی تلاش انان برای بازگرداندن استبداد خواند: ” اصولگرایان دارند مناسبات شاهنشاهی را احیا می کنند،البته بدون مشروبات الکلی.”

از دید کارشناسان سیاسی بازداشت تاج زاده و اعمال فشار های سنگین علیه وی تاوان نقدهای جدی او به سیاست های احمدی نژاد است. او تصریح کرده بود احمدی نژاد کشور را به “پرتگاه” برده است.

تاج زاده در سال 86 به دلیل توهین به احمدی نژاد به پرداخت سه ميليون ريال جزاي نقدي بدل از سه ماه و يك روز حبس تعزيري بعلاوه سه ماه پانزده روز انفصال از خدمات دولتي بدل از چهارماه و ده روز حبس تعزيري محكوم شد. تاج زاده که به همراه احزاب متبوع خود ـ مشارکت و مجاهدین ـ در انتخابات 22 خرداد از میرحسین موسوی حمایت کرد، در مقاله ای، دلایل حمایت از موسوی را “صداقت”و ” مخالفت با تحجر و تنگ‌نظری”، اعلام کرده بود.

به غیر از تاج زاده، محسن میردامادی، عبدالله رمضان زاده صفایی فراهانی، سعید شریعتی،علی تاجرنیا، اذر منصوری، محسن امین زاده، کریم ارغنده پور از حزب مشارکت و بهزاد نبوی، فیض الله عرب سرخی به دلیل حمایت از میرحسین موسوی و مخالفت با محمود احمدی نژاد بیش از چهار ماه است در بازداشت به سر می برند.

بر اساس گزارش های رسیده از تهران، مقام های امنیتی تعدادی از شرکت کنندگان در یک مراسم مذهبی در منزل بستگان شهاب طباطبایی، از زندانیان سیاسی بعد از انتخابات در ایران را بازداشت کرده اند.

نوروز، وب سایت خبری جبهه مشارکت، خبر داده در پی برگزاری مراسم قرائت دعای کمیل در منزل مادر همسر شهاب طباطبایی، عضو زندانی شورای مرکزی جبهه مشارکت، ماموران امنیتی در محل حاضر شده و تعداد زیادی از حاضران را بازداشت کرده اند.

شهاب طباطبایی، که رئیس ستاد ۸۸ ستاد جوانان حامی موسوی نیز بود، چند روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شد و چند روز پیش وکیل او اعلام کرد در دادگاه بدوی به پنج سال حبس تعزیری محکوم شده است.

به گزارش وب سایت نوروز در میانه مراسم دعای کمیل، ماموران وارد منزل خانم میراب زاده (مادر همسر شهاب طباطبایی) شده اند و به مردان حاضر در مراسم دستبند زده اند و آنها را به همراه تعدادی از زنان حاضر با خود برده اند.

از نهاد بازداشت کننده و تعداد بازداشت شدگان اطلاعی در دست نیست، اما فخرالسادات محتشمی پور، همسر مصطفی تاج زاده، به بی بی سی فارسی گفت که هنگام مراجعه ماموران، او هنوز به محل مراسم نرسیده بوده و وقتی به آنجا رسیده، دیده که ماموران سه ون را پر از بازداشت شدگان کرده و با خود برده اند. خانم محتشمی پور گفت نمی داند دقیقا چند نفر بازداشت شده اند، اما احتمالا حدود ۵۰ تا ۶۰ نفر دستگیر شده اند.

اخبار متفاوتی از اسامی بازداشت شدگان منتشر شده، اما وب سایت نوروز خبر داده است که زهرا مجردی (همسر محسن میردامادی دبیرکل زندانی جبهه مشارکت)، محمدرضا جلایی پور و سعید نورمحمدی، که هر دو در ایام بعد از انتخابات هفته ها در بازداشت بودند، هادی حیدری (کاریکاتوریست)، معصومه خوش صولتان (همسر مرتضی الویری)، فریده ماشینی، ایمان میراب زاده (برادر همسر شهاب طباطبایی)، سکینه کریم زاده (همسر عبدالله رمضان زاده قائم مقام زندانی دبیرکل جبهه مشارکت)، محبوبه حقیقی، سمیه مهرجو، زویا حسنی، سعیده کردی نژاد، علی میردامادی، علیرضا طاهری، رضا میر، عطا تهرانچی، محمد خوربک و اشکان مجلل در میان بازداشت شدگان هستند.

رستاخیز سبز مردم ایران سلامی دوباره است به زندگی. نعمت “حیات” را پاس داشتن و جشن گرفتن، آن طور که بایسته این شاهکار و عصاره آفرینش است. آری دوباره متولد شده‌ایم… تولدی دیگر برای زندگی: برای دوست داشتن، برای صلح، برای آزادی، برای پختن نان همسایه در تنور گرم سینه…

این بار در دستان توانای تک تک ما مشعل آگاهی و دانایی شعله ور است. و شعله ها چه سرخوشانه میرقصند با سمفونی موسیقی قلب هامان، و چه زیبا و پرشکوه زبانه می کشند در آسمان سیاه وطن. نور را برافروخته ایم، تا برای تاریکی مجالی نماند. اما فراموش نکنیم شوربختانه بیش از بیست میلیون چراغ در کشورما یا خاموش است یا کم نور. میلیون‌ها هموطن ما از یکی از ابتدایی ترین حقوق، یعنی خواندن و نوشتن، محرومند. به یاری شان بشتابیم. نوری تازه برافروزیم و شعله مشعل خود را تابان تر کنیم.

هر یک از ما بی‌سواد و یا کم‌سوادی را شناسایی کنیم. به او خواندن و نوشتن بیاموزیم؛ تا با ما بخواند و بنویسد زندگی سبز را و سبز تر کند این سرزمین را… زندگی را با هر کمی و کاستی می‌بایست زندگی کرد با تمامی وجود، با تمامی توان، اما پرمعنا؛ تا غنی تر شود و عاری از هر کمی و کاستی.

و اینک ماییم و این مادر دلخسته وطن با چشمانی منتظر… و این سرزمین پاک… و تاریخش را که این بار سبز سبز خواهیم نوشت. نه اندکی از ما، یا گروهی از ما که “همه” ما- از پیر و جوان، زن و مرد، روستایی و شهری… با قلم سبز آگاهی و دانایی! رشد می‌کنیم. تکثیر می شویم، سرتاسر ایران را می پوشانیم.

این “شبکه های” زیبا و سترگ سبز است که ایران را خواهد ساخت؛ آباد و آزاد و زیباتر خواهد کرد. یاران سبز، ریشه کردن کردن بیسوادی از این سرزمین، قدمی است ابتدایی، ولی به غایت ضروری! نبوغ و توانایی سبز خود را در یک کار گسترده جمعی غیر دولتی به نمایش بگذاریم. در عمل تمرین کنیم. به ضعف های خود پی ببریم و آماده شویم برای تحویل گرفتن سازمان های دولتی!

برای رشد کردن، برای تکثیر شدن، برای برداشتن گام های سبز، برای کمک به یک هموطن، برای زندگی کردن؛ به اجازه هیچ وزیر و وکیلی نیاز نیست.

بازداشت مهدی از مرز 25 روز گذشت. در این مدت که بر ما بس طولانی گذشت، از مردم لطف دیدیم و صنا و از حکومت جور دیدیم و جفا.

عجب بلبشویی است در این دستگاه. هیچ کس جوابگو نیست. به هر کسی که مراجعه می کنی یا بی خبر است یا صحبت هایی می کند که از آن هیچ خبری حاصل نمی شود. قوه ی قضاییه پیشخوان دستگاهی است که به زحمت می توان از پستوی آن سر درآورد. آن پشت، در فرایندی که هیچ بنی بشری از آن سر در نمی آورد، آشی می پزند هفت جوش و اسمش را می گذارند پرونده، می گذارند زیر بغل متهم تا مثلاً عدالت را برقرار کنند. اما آن قدر کارشان درست است که هیچکس را نمی گذارند بر کارشان نظارتی کند!

در طی مدتی که از زمان بازداشت فرزندم مهدی گذشته است هنوز اطلاعاتی بیش از یک جمله از پرونده و اتهامات او نداریم. بعد از روزها پیگیری و این در و آن در زدن، افاضه می فرمایند که اتهامات او در ارتباط با “سایت‌های اینترنتی” است و منظورشان سایت‌هایی است که اخبار جنبش سبز را به اطلاع کاربران می‌رساند، همین و بس. این تمام حق ماست برای دانستن علت به بند کشیدن عزیزمان.

پوشه‌ای مقوایی موسوم به پرونده که خدا می داند چند برگ کاغذ در آن است و در آن کاغذ ها چند جمله حرف محکمه پسند که بتواند توجیه بازداشت طولانی مدت زندانی باشد، یافت می شود، بین دادستانی، دادگاه انقلاب و زندان اوین در رفت و آمد است و خودشان هم نمی دانند چه کار می خواهند بکنند. خود زندانی در ملاقات ها و تلفن های محدودی که دارد فقط حق دارد بگوید غذای زندانی مناسب است، سلولش نورگیری خوبی دارد، برای دستشویی مشکلی ندارد، بازجو مهربان است و خلاصه همه چیز خوب است و غمی نیست جز دوری شما.

بازپرس و دادیار و امثال آنها هم یک روز می گویند پرونده محرمانه است، یک روز می گویند دست ما نیست، یک روز هم می گویند به وکیلش می گوییم اتهامات چیست و بعد کمترین جوابی به وکیل هم نمی دهند. در این برو بیا شما پیدا کنید عدالت را و قانون را و ردپایی از پایبندی به صدها صفحه قانون آیین دادرسی را که لابد محض زینت در کتابخانه ی دادستان و رئیس قوه‌ی قضاییه نگهداری می شود.

تجربه های گذشته نشان می دهد که حضرات با هیاهوی تمام طوری وارد یک ماجرا می شوند که گویی قطعی ترین اسناد بر محکومیت کسانی که متهمشان کرده اند در دست دارند و آن گاه که باید داشته های خود را روی دایره بریزند هیچ چیز ندارند. این جاست که کوه موش می زاید و ناچارند آرام آرام دست و پایشان را جمع کنند و حرفی نزنند تا بیش از آن آبرو ریزی نشود.

پرونده هایی نظیر کنفرانس برلین، نوارسازان، نشریات دانشجویی، هاشم آغاجری، دانشجویان دستگیر شده در دوران های گوناگون که همین آقای سعید مرتضوی مدعی بود با هدایت خارجی ها شورش کرده اند و دهها مورد دیگر مصداق هایی از این حکایت اند. و از همه نزدیک تر متهمان حوادث بعد از انتخابات که بعد از هفته ها دستگیری و فشار های غیر قانونی، یک مشت اراجیف و خزعبلات را سر هم کردند و به اسم کیفرخواست عمومی در دادگاه قرائت کردند و حالا با برکناری سعید مرتضوی ظاهراً مانده اند که چگونه این سفره سراسر افتخار(!) را جمع کنند.

بر این مبنا دلم قرص است که در پرونده ی فرزندم، مثل اغلب چهره های سیاسی دستگیر شده ی اصلاح طلب، هیچ چیز دندان گیری نیست و طبق معمول آقایان اول می گیرند بعد دنبال مستندات اتهام می گردند، آن هم تنها از خلال استنطاق و تفتیش. اما گویا حضرات عادت دارند بعد از گذشت مدتی از دستگیری و بازداشت متهم به این چیزها فکر کنند. چه بسا اگر فریادی نباشد و اعتراضی تا سالها زندانی را نگه می دارند تا خیالشان راحت باشد که هیچ جرمی از او سر نمی زند و اگر سر و صدایی پیرامون دستگیری زندانی بلند شد تازه وقت کنند و نگاهی به پرونده بیندازند و با خود تأملی کنند که نه انگار چیزی در پرونده نیست.

ظاهراً و با کمال تأسف گویا حیای قوه‌ی قضاییه و تشکیلات دادستانی از داشتن زندانی سیاسی و طولانی شدن دوران بازداشت بدجوری ریخته است و احساس شرمندگی نمی کنند. البته آن ها که آن پشت کارهایشان را انجام می دهند طبیعتاً چون دیده نمی شوند الزامی برای احساس شرم نمی بینند. محصول کار آن ها یا کشته ای است که توان بازگو کردن وقایع را ندارد، یا زنده ای است که مثل بلبل از بهشتی که آن پشت بود تعریف و تمجید می کند و یا آن چنان زبان بریده ای است که مفلوک به گوشه ای می خزد تا باقیمانده جانش در باقیمانده ی عمرش در سلامت بماند. در این وانفسای دریده شدن پرده ی حیا و قانون انگار که چند هفته حبس بدون استناد محلی از اعراب ندارد و حتماً باید چند ماه بگذرد تا اساساً رغبت و ضرورتی برای توجه به موضوع از خود نشان دهند.

این فعلاً حکایت ماست با کسانی که مدعی اند که داد می گسترند و مهر می ورزند و عدالت می جویند و ارزش مدارند و تقوا پیشه اند و از عالم غیب مشروعیت می گیرند و می خواهند رهبری دنیا را به دست بگیرند و از آن ها خوب تر در عالم نیست. با این کردارشان و آن گفتارشان لابد توقع دارند که هر شب که سر بر بالین می گذاریم دعایشان کنیم که خدا دولتشان را پایدار بدارد و او را سپاس گوییم که عدالت پیشگان دلسوز را سر راه فرزندمان قرار داد تا وی را از گرداب فساد مشفقانه برهانند.

به راستی این جماعت خود شیفته فکر می کنند که مردم باید عاشق چه چیزشان شوند؟ تواضع شان با خلق الله، قدرت مدیریت شان، رفاه کم نظیری که برای مردم آورده اند، فضای پر نشاطی که ایجاد کرده اند، لبخندهای ژوکوندشان (که تداعی گر نگهبانان دوزخ است)، محبوبیت فراگیرشان در جهان خارج، حرفها و شعار های منطقی و انسان دوستانه شان و یا شاید رفتار مهربانانه و منصفانه با شهروندان، کدامیک؟ این کاریکاتورهای معوج و مشمئز کننده و این تصویرهای دودگرفته و تار عنکبوت بسته به کار ترساندن کودکان هم نمی آید، چه رسد به آن که کمترین احساس ابهتی در کسی برانگیزد.

این روزگار خواهد گذشت و رو سیاهی به سیاه سیرتان خواهد ماند.

برگرفته از: وبلاگ سپیداران

فرهمند عليپور

شبکه جنبش راه سبز (جرس): حسين مرعشي سخنگوي حزب كارگزاران سازندگي از برنامه بخشي از سپاه پاسداران براي دستگيري و از صحنه خارج كردن رهبران جنبش سبز خبر داد. سايت خبري “جوان فردا” كه توسط نزديكان مرعشي اداره مي شود متن مصاحبه روزنامه اعتماد با سخنگوي كارگزاران را منتشر و اعلام كرده است كه مصاحبه اي كه چند روز پيش در اعتماد منعكس شده بود به خاطر فشار بر مطبوعات “ناقص” بوده است.

مرعشي كه سالها ریاست دفتر هاشمي رفسنجاني را بر عهده داشته و چند دوره هم در سمت نمایندگی مجلس و استانداری فعال بوده است، در بخشي از اين مصاحبه با اشاره به اظهارات و ادبيات اخير فرمانده سپاه گفته است كه: “شايد دوستان سپاه علاقه‌مندند اگر فضاي سياسي جامعه مساعد باشد، به سمت فاز دوم دستگيري‌ها و برخوردها بروند و عناصر اصلي اصلاحات را كه قرار است در راه سبز اميد در كنار يكديگر باشند، از صحنه خارج و حتي دستگير كنند. اگر مردم به اين جريانات و صحبت‌ها واكنش نشان ندهند آنها به سمت چنين حركت‌هايي خواهند رفت و اين يك برنامه است.” او همچنين تاكيد كرده است: “اگر سپاه به پايداري جمهوري اسلامي مي‌انديشد، بايد بداند مقابله با جريانات سياسي ريشه‌دار و داراي پايگاه اجتماعي كار عاقلانه‌يي براي يك نهادي كه مي‌خواهد حافظ دستاوردهاي انقلاب باشد، نيست.”

مهدوي كني معتقد به محاكمه رهبران است

در حالي كه ظرف روزهاي اخير اخباري مبني بر پذيرفتن نقش حكميت و ميانجي از سوي آیت الله مهدوي كني، چهره شاخص اصولگرايان سنتي شنيده می شد، عصر روز گذشته خبرگزاري فارس وابسته به سپاه پاسداران در گفتگويي با حجت السلام شيجوني عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز از حمایت مهدوی کنی برای محاکمه سران جنبش سبز خبر داد. این خبرگزاری که به هیچ عنوان نمی توان صحت مطالب اش را تایید کرد، به نقل از حجت السلام شیجونی گزارش داد: “مهدوي كني معتقد به محاكمه عوامل اصلي اغتشاشات است.” شيجوني كه خود از چهرهاي افراطي جناح راست به شمار مي‌آيد با بيان اينكه ميانجيگري تا زماني كه عوامل اصلي اغتشاشات محاكمه نشوند معنايي نخواهد داشت، تصريح كرد: “حقيقت اين است كه نمي‌شود با افرادي كه با دشمنان انقلاب اسلامي تعامل كرده بودند تا نظام اسلامي را از پاي درآوردند، وحدتي را ايجاد كرد مگر اينكه آنها حقيقتا توبه كنند.” او همچنين خواستار وادار كردن رهبران جنبش سبز به آنچه او پاسخگويي به مردم مي‌‌دانست شد و تاكيد كرد: “افرادي چون موسوي، كروبي و همچنين خاتمي كه به صراحت عليه نظام و حكومت بيانيه صادر مي‌كردند، را نمي‌توان در چارچوب نظام جمع و تعريف كرد مگر اينكه آنها توبه كنند، البته بايد اين افراد در راستاي حقوق مردم وادار به پاسخ‌گويي كنند.”

كروبي : فرصتي براي بازگويي جنايت ها

خبر احتمال دستگيري رهبران جنبش سبز در حالي منتشر مي شود كه چندي پيش مهدي كروبي در آخرين روزهاي شهريورماه، در ديدار با جمعي از جامعه پزشكان از تشكيل پرونده اي در دادگاه عليه خود خبر داد و گفته بود :” وقتي خواستند برگۀ ابلاغيه را به رويت من برسانند زير آن نوشتم: براي من فرصت خوبي خواهد بود تا در دادگاه جنايت هايي كه روي شاه را هم سفيد كرد بازگو كنم و بعد امضا كردم.”

وي در اين ديدار همچنين از نشست هاي بزرگان جناح اصولگرا با خود خبر داد و با بيان اينكه آنها نيز نگران برخوردها با مردم هستند گفت:” كساني كه الآن در طرف مقابل تصميم گير هستند و حتي موجب نگراني اين افراد {بزرگان جبهه اصولگرا }نيز شده اند چندان دگم و تنگ نظر هستند كه قادر به ديدن واقعيت ها نيستند و ما را دست خالي حساب مي كنند در حالي كه طرف اصلي آنها مردم هستند كه خودشان در صحنه اند و ما به پشتوانۀ حمايت مردم و از طرف آنها پيگير رأي و حقوق قانوني شان هستيم. كروبي در انتها پيش بيني كرده بود كه اين دولت با چنين رفتارهايي دوام نخواهد آورد.

تلاش براي محاكمه موسوي

دو روز پس از پايان مناظره هيجان انگيز محمود احمدي نژاد و ميرحسين موسوي خبرگزاري رسمي جمهوري اسلامي در خبري نوشت كه جمعي از حقوقدانان روحاني كشور در اعتراض به “توهين ها و الفاظ ركيك” صورت گرفته از سوي ميرحسين موسوي به رئيس جمهور خواستار محاكمه آخرين نخست وزير كشور شده اند. گرچه بعدها با عدم انتشار خبري در اين خصوص، فضاسازي رسانه اي صرف ايرنا مشخص شد، اما موضوع پي گيري محاكمه ميرحسين موسوي تا همين روز گذشته نيز از سوي رسانه ها و چهره هاي فعال جناح راست با جديت دنبال شده است، چنانچه در دادگاههاي نمايشي نيز بارها از زبان متهمين چنين سخني گرفته شد كه ” آقاي موسوي! دادگاه جايگاه شما و دوستان سياسي تان است.” تعيين شعبه 13 كاركنان دولت براي شكايت از موسوي و صدها مصاحبه از جمله گفته هاي انبارلويي رئيس مركز سياسي موتلفه مبني بر محاكمه موسوي به جرم اقدام عليه امنيت ملي را مي‌توان از ديگر تلاش ها در اين راستا ذكر كرد.

خاتمي بايد محاكمه شود

روز گذشته همچنين محمد كوثري نايب رئيس كميسيون امنيت ملي مجلس خواستار محاكمه رئيس جمهور پيشين شد و به ايرنا گفت: “ديدار محمد خاتمي با سوروس يکي از عوامل اصلي کودتاهاي رنگين در کشورهاي مختلف جهان مغاير با سوگند ياد شده از سوي رييس جمهور پيشين ايران بود و بايد دستگاه قضايي کشور محمد خاتمي را به جرم ناديده گرفتن منافع ملت و خدشه دار کردن استقلال کشور محاکمه کند.” كوثري همچنين تاكيد كرده بود كه :”حمايت مير حسين و کروبي از آشوب طلبان تاکنون هزينه هاي زيادي را به نظام جمهوري اسلامي تحميل کرده است بر همين اساس مي طلبد که دستگاه قضايي با اين دو عامل اصلي کودتاي مخملي در ايران به شدت برخورد کند.”

هشدار دانشجويان

بالاگرفتن خبر احتمال بازداشت رهبران جريان معترض به نتيجه انتخابات و حوادث پس از آن و خصوصا ظرف چند هفته اخير در خصوص مهدي كروبي موجب شد تا راهپيمايان سبزانديش روز قدس تهران، با شعار “كروبي دستگير بشه، ايران قيامت ميشه” به نهادهاي امنيتي و نظامي اين هشدار را داده باشند كه با دستگيري كروبي دامنه اعتراضات دوچندان خواهد شد. اين در حالي است كه در اولين روز آغاز به كار دانشگاهها و در تجمع دانشجويان دانشگاه تهران همين شعار سر داده شد. شعاري كه به فاصله يك روز در دانشگاه شريف و سپس در بسياري ديگر از دانشگاههاي آزاد و دولتي كشور به وضح شنيده شد.

ريشه خشونتها بايد خشكانده شود

گرچه ظرف ماههاي گذشته تلاش هاي بسيار گسترده اي براي به محاكمه كشاندن بزرگان جنبش اعتراض مدني سبز صورت گرفته است و جزئي از برنامه كاري هرروزه رسانه هايي چون ايرنا، فارس، كيهان و.. را تشكيل مي‌دهد اما ديدار روز شنبه ميرحسين موسوي و مهدي كروبي بايكديگر و اعلام ايستادگي بر مواضع از سوي محمد خاتمي حكايت از صلابت و قوت جنبش سبز ايران دارد. مهدي كروبي نيز چندي پيش به ادامه تلاش هايش براي افشاي جنايت ها تاكيد و گفته بود: “انسان های مسئول، دلسوز و آگاه باید احتیاط و تحفظ را کنار گذاشته و به هر صورتی که صلاح می دانند، اقداماتی انجام دهند که مانع از تکرار این حوادث شده و ریشه برخوردهای این چنینی خشکانده شود”.

در گفت‌وگوی عبدالرضا تاجيك با محمد توسلی:
نگاه تحلیلی به شعارهای جنبش سبز
“برخی شعارهای روز قدس پاسخ به انحرافاتی بود که در اصول و آرمان‌های اولیه انقلاب ايجاد شده‌است.” / “مطالبه حداقلی جنبش سبز “حق بدیهی حیات” است.” / “چند سالی است که دیدگاه اقلیتی که به برخی اصول قانون اساس رای منفی دادند در حاکمیت اجرا می‌شود.” / “مردم ايران همكاری‌های دولت‌های چين و روسيه را در راستای نقض استقلال و مترادف با تضییع حقوق و منافع ملت ايران ارزيابی می‌كنند.” / “اگر دولت ایران ابهامات در مورد تفاوت کمک به بازسازی خرمشهر و بم با بازسازی بیروت را حل کند برخی از شعارها خود به خود حذف خواهد شد.”

موج سبز آزادی: زمانی كه تلاش های مصلحان برای اصلاح وضع موجود از مرحله نصیحت و نقد قانونی می‌گذرد، مردم به تدریج، با رشد و توسعه آگاهی، در میدان مبارزه سیاسی و اجتماعی حاضر می‌شوند. در این هنگام اعتراض‌های فردی نخبگان به اعتراض‌های جمعی تبدیل می‌شود. در این راستا سلاح نظام سیاسی یعنی زندان، فشار و ایراد اتهام علیه جمعیت های گسترده كار ساز نیست؛ به همین دلیل خاموش کردن جنبش مردم هر روز مشکل تر می‌شود.

با حضور جمع گسترده مردم در میدان مبارزه سیاسی و اجتماعی، جنبش اجتماعی وارد مرحله حساس خود می‌شود. در این زمان كنشگران به شكل‌های مختلف دست به مبارزه می‌زنند که مهم ترین آن، اجتماع و راهپیمایی است. در این حضور به دو مفهوم اساسی «شعار» و «تحلیل» بر می‌خوریم که هر دو باید در نهایت آگاهی و دقت مورد توجه واقع شوند.
ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »

سامان رسول پور
s.rasoulpour(at)gmail.com

مرتضی طلایی از اعضای شورای شهر تهران، خواستار از دور خارج شدن اسکناسهایی شد که بر روی آنها شعارها و پیامهای خاص “ضد انقلاب” درج شده است.این اسکناس ها به نشانه مخالفت با دولت کودتاتوسط همراهان جنبش سبز پشت نویسی می شود.

سردار طلایی که پیشتر فرمانده نیروی انتظامی تهران بود، از شهروندان خواست تا از پذیرفتن اسکناسهایی که رویشان شعار یا پیامهای گروههای معترض نوشته شده است خودداری کنند ودر عین حال از بانک مرکزی هم درخواست کرد چنین اسکناسهایی را از چرخه پولی حذف کند.

منظور این عضو شورای تهران، نوشتن شعارهایی همچون “مرگ بر دیکتاتور”،”ايران را سبز می کنیم”،” ننگ ما صدا و سیمای ما” و سایر نمادها و برچسبهایی نظیر عکس ندا آقاسلطان وعلامت ” V” (به معنای پیروزی) است که توسط حامیان جنبش سبز روی اسکناسها نوشته می شود.

آقای طلایی در همین پیوند اضافه کرده:”شايسته است عموم مردم و نهادهاي مسئول با موضوعاتي از اين دست آگاهانه برخورد کرده و اجازه ندهند عده اي قليل با تکرار اينگونه رفتارها و بزرگ نمايي از اين دست اقدامات در رسانه هاي زنجيره اي شان دست به جوسازي عليه نظام اسلامي و مردم ايران عزيز نمايند”.

به گفته این عضو شورای شهر تهران اين اقدامات “منافقانه” و “حرکتی بی هدف” است.

اما اظهارات آقای طلایی با واکنشهایی هم همراه بود.سایت عصر ایران در همین پیوند مطلبی منتشر کرده تحت عنوان “آقای طلایی، راه مقابله با شعار نویسی روی اسکناس ها این نیست” که در بخشی از آن آمده است:”متاسفانه پیشنهاد طلایی علاوه بر اینکه اساسا قابل اجرا نیست ، از نگاهی منطقی و اصولی به پدیده های اجتماعی نیز فاصله دارد . مثلا در رابطه با اجرایی بودن این پیشنهاد باید گفت که با توجه به گسترده بودن این پدیده (به طوری که یکی از مسئولان رسمی کشور را به واکنش واداشته است ) چگونه می توان به هنگام دریافت پول همه اسکناس ها را مورد بازرسی و کنترل قرار داد ؟ مثلاً آیا کارمندان بانک آن قدر فرصت و زمان اضافی دارند تا یک به یک اسکناس ها را کنترل کنند تا مبادا شعاری بر روی آنها باشد ؟همچنین بسیاری از مواقع دریافت و پرداخت اسکناس از سوی مردم و بنگاه های اقتصادی با روند عجله همراه است. مثلا یک راننده تاکسی می تواند تمرکز و زمان کافی برای کنترل اسکناس هاس دریافتی اش را داشته باشد؟!”

عصر ایران در ادامه نوشته است: “باید توجه داشت در جامعه ای که فرهنگ «مخالف پذیری»جایی ندارد و شنیدن اعتراضات و حق بیان آزادانه انتقادها از مسوولان ،محترم نیست ، طبیعتا جمعیت معترض برای بیان اعتراضات خود توسل به چنین شیوه هایی خواهند جست”.

در همین حال بسیاری از وبلاگ های مخالف دولت کودتا،اظهارات سردار طلایی را نشانه ای از تاثیر اعتراضات مخالفین دولت دانسته و از آن به عنوان دستاورد کوچکی برای مخالفین یاد کرده اند.

از رای ما گذشته، زندگی ما را پس بدهید
نوشابه امیری
nooshabehamiri(at)yahoo.com

نرگس کلهر، دختر مهدی کلهر مشاور محمود احمدی نژاد که با فیلمی در محکومیت شکنجه به فستیوال حقوق بشر نورنبرگ آلمان رفته بود،به غرب پناهنده شد تا ضمن نشان دادن آنکه با پدرش ارتباطی ندارد،این را نیز گفته باشد که«اگر قرارست از بین برویم ،بگذارید خودمان راه مان را انتخاب کنیم.»

نرگس 25 ساله که بیش از یک سال است با پدر خود ارتباطی ندارد و با مادرش زندگی می کند در مصاحبه با روز،از این فیلم و نحوه خروج از کشور گفته است.

در فهرست فیلم های جشنواره نورنبرگ،فیلمی نیز بود که نام نرگس کلهر را بر خود داشت؛فیلمی به نام خیش و برگرفته ازرمانی از فرانس کافکا. دراین فیلم دستگاه شکنجه ای به نام خیش (Rake) دیده می شود که با آن گناه زندانیان بر روی بدن آنان حک می شود. این دستگاه،آن طور که منتقدان نوشته اند نماد یک بربریت تمامیت گراست که در دیگر آزاری و خودآزاری دیکتاتور ادامه پیدا می کند. نرگس اما به عنوان یک جوان ایرانی این عصر، در اثر «مداخله» می کند،مهر خود را بر آن می زند و ضمن پیوند عناصر داستان با تاریخ زندان درایران،عاقبت ماشین شکنجه را متوقف و سپس نابود می کند.او که سینما و گرافیک خوانده،به روز می گوید:

این هشتمین کار کوتاه من است.

ولی اسمی از شما و کارهایتان نشنیده بودیم.

چون کارهایم اجازه نمایش نداشتند.این اولین فیلمی است که با آن از کشور بیرون آمده ام.

موضوع فیلم خیلی جالب است و همین طور رفتن سراغ کافکا با آن نگاهی که داردو تغییر دادن نگاه او.چه شد که این موضوع را انتخاب کردید؟به فضای امروز ایران بر می گردد؟

نه من این فیلم را پارسال ساختم که اوضاع با امسال خیلی فرق داشت؛می خواستم یک فیلم اقتباسی بسازم .برای همین چند کتاب خواندم و کار کافکا را یک جورهایی خیلی نزدیک به چیزی دیدم که مورد نظرم بود.

یعنی چی؟

یعنی هم کاری بود که می توانستم هم با آن همذات پنداری کنم و هم آن را به تصویر بکشم.البته چون داستان بلندی بود،کار سختی بود.برای همین بخشی از آن را گرفتم تا بتوانم اقتباس آزادی از آن بکنم.بعد به هر حال مثل هر کسی که فیلم خودش را می سازد،سعی کردم نگاه خودم را به آن اضافه کنم.

وقتی می گویید همذات پنداری،منظورتان چیست؟به شرایط یک جوان در ایران امروز بر می گردد یا چیزی دیگری مورد نظرست؟

البته واقعیت این است که شرایط امروز ایران با شرایط یک سال پیش فرق می کرد؛الان خیلی چیزها عوض شده است.نمی دانم آن موقع چه چیزی در ذهنم می گذشت که فکر کردم این فیلم را بسازم ولی الان خیلی تعابیر می شود از فیلم کرد.آن موقع من داشتم فقط در مورد فلسفه زندگی که وجود دارد،بالاو پایین کردن آن و اینکه یک انسان می تواند اصولا بدون داشتن هیچ تقصیری، محکوم به گذراندن یک شرایط سخت وبحرانی بشود کار می کردم.به هر حال من بزرگ شده بعد از انقلاب هستم و در این بیست و چند سال عوامل مختلفی روی من و روحیه ام تاثیر گذاشته است که روی این موضوع انگشت گذاشته ام.

می گویید شرایط ایران با یک سال پیش تفاوت کرده؛این تفاوت را امروز می توانیم در فیلم شما پی بگیریم؟فیلم این را به ما می گوید؟

فکر نکنید می خواهم گنده حرف بزنم ولی فکر می کنم یک کمی کلی تر نگاه می کنم.روایتی که این فیلم می خواهد بیان کند داستان انسان هایی است که محکوم به زجر کشیدن هستند؛بدون هیچ گناهی.

منظوراز زجر کشیدن چیست؟از یک مفهوم و نگاه کلی به زندگی حرف می زنید یا واقعیت زندگی در ایران تحت حاکمیت جمهوری اسلامی؟

نه؛ نه یک مفهوم بزرگ فلسفی است و نه به یک واقعیت خاص بر می گردد؛بر می گردد به دوره ای که ما به دنیا آمدیم،بزرگ شدیم و در شرایطی زندگی می کنیم که قبل و بعدش را هم ندیده ایم.شرایطی که جوانانی مانند من در آن به دنیا آمده و در آن بزرگ شده اند.ما یک خرده داریم این کل را نگاه می کنیم.

خب همین کلی که شما به آن نگاه می کنید،به زبان روشن تر چیست؟

کل این است که ما نمی خواهیم دیگران موقعیت های سخت را بر ما تحمیل کنند؛اگر قرارست ما داغان بشویم،بگذارید خودمان این کار را بکنیم.ما می خواهیم خودمان به استقبال زجر برویم پیش از آنکه ما را زجرکش کنند.

یعنی رای من را پس بده. درست است؟

نه؛دیگر از پس دادن رای گذشته؛ما می گوییم زندگی ما را پس بدهید.

راستی رابطه با آقای کلهر، پدر شما و مشاور آقای احمدی نژاد چطورست؟می داند از کشور خارج شده اید؟

نه؛من بیش از یک سال است که با او رابطه ای ندارم.بعد از طلاق، با مادرم زندگی می کنم و هیچ کس ازخروجم از کشور خبر ندارد.فیلم را فرستادم و بعد نامه ای برایم آمد مبنی بر اینکه فیلم پذیرفته شده.در ایران هم که بودم کار تدوین می کردم و خرج زندگی ام را در می آوردم.چند فیلم کوتاه هم ساختم که به هیچکدام اجازه و یا مجوز پخش ندادند.این یکی را بدون مجوز ساختم چون می خواستم کار تجربی کنم. ضمن اینکه به کسی نگفته ام دختر فلان کس هستم؛نمی خواهم اسم کسی پشتم باشد.

خبرگزاری کودتا (ایرنا) در گزارشی از تغییرات سازمانی در سپاه پاسداران، نوشته است که معاونت اطلاعات این نهاد به “سازمان اطلاعات” تبدیل می شود.
خبرگزاری ایرنا در گزارش مفصل خود که اخیرا منتشر شده، می نویسد: “صبح روز یکشنبه هفته جاری حسین طائب به سمت معاون اطلاعات کل سپاه منصوب شد. با توجه به تمرکز دشمن بر جنگ نرم و ضرورت تقویت نهادهای اطلاعاتی – امنیتی در مواجهه با این مسئله، می توان در یافت که ارتقاء معاونت اطلاعات سپاه به سازمان اطلاعات و آشنایی طائب با انواع جنگ نرم و فعالیت اطلاعاتی… مأموریت های متناسب با این مسئله را برای این سازمان تعریف خواهد کرد”.
به گزارش خبرنگار نوروز، طائب که در دوران وزارت علی فلاحیان معاون ضد جاسوسی وزارت اطلاعات بود و پس از اخراج ار این وزارت خانه به سپاه پیوست، پس از انتخابات بخشی از وظیفه برخورد با اعتراضات گسترده مردمی به نتیجه اعلام شده را بر عهده گرفت، وظیفه ای که عمدتا به عهده سپاه و بسیج بود.
نقش نیروهای بسیج در آینده، موضوع تغییر مهم دیگری است که در گزارش مذکور آمده است.
در این گزارش تصریح شده که ” در ساختار جدید و با ادغام بسیج در نیروی زمینی سپاه، سازمانی جدید در این نهاد ایجاد شده است که سازمان بسیج مستضعفین نامیده می شود”.
در نتیجه در شرایطی که سپاه در حال تبدیل شدن به یک حزب سیاسی و کارتل اقتصادی بزرگ با تسلط بر ابزارهای نظامی – اطلاعاتی است، بسیج نیز از این پس نقش یک نیروی تمام وقت سیاسی – نظامی با سازمانی وسیع را خواهد یافت که اعضای آن در صورت لزوم به شکل مسلح در محل زندگی خود عمل خواهند کرد.
گفتنی است، طائب از متهمان ردیف اول در جنایات کهریزک است.

غلامعلی حداد عادل از بیم رویاروئی با اعتراضات مجدد دانشجویان، جلسه دفاعیه ی پایان نامه ی یکی از دانشجویان را که وی سمت استاد مشاور ان را بر عهده داشت، به خارج از دانشگاه منتقل کرد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، حتی در اطلاعیه های مربوط به دفاعیه ی این دانشجو که بر دیوارهای دانشکده نصب شده بود نام استاد مشاور این پایان نامه یعنی حداد عادل از بیم اطلاع دانشجویان از این جلسه درج نشده بود.

این جلسه دفاعیه سرانجام چهارشنبه 15 مهرماه ساعت در مکانی خارج از دانشگاه تهران و در یکی از ساختمان های متعلق به دانشگاه تهران در خیابان وصال شیرازی برگزار گردید.

گفتنی است دو هفته پیش حداد عادل با حضور در جلسه گروه علمی فلسفه دانشگاه ادبیات دانشگاه تهران، با اعتراضات غیرمنتظره ی دانشجویانی روبرو شد که شعار “مرگ بر دیکتاتور” سر می دادند و وی را “وکیل ضد ملت” و “حامی قاتل” خطاب می کردند.

در پی اعتراضات دانشجویان به هنگام خروج وی از جلسه گروه، وی به سرعت طی تماسی با فرهاد رهبر از او خواست که بدون مشخص شدن نام وی با دانشجویان معترض برخورد کند.

پس از این درخواست حداد عادل جمعی از دانشجویان معترض در صحنه به کمیته های انضباطی احضار و تهدید به اخراج و برخوردهای انضباطی شدید شده اند.

گفتنی است اواسط هفته ی گذشته نیز سید مهدی قمصری معاون رئیس دانشگاه تهران در مصاحبه ای، برخورد با دانشجویان معترض به حداد عادل را تائید کرد.

خاتمی با تعدادی از مردم یزد دیدار داشته و حرف‌هایی زده که من بخش‌های مهم و مربوط به ماجراهای اخیرش را می‌آورم:

توسط آق بهمن

امروز گفته می شود در این موقعیت حرف زدن مشکل است! حرف زدن برای چه کسی مشکل است؟ برای کسانی که به اصل انقلاب و راه امام پایبندند و حتی در این زمینه نقش مهمی در پیروزی و تثبیت انقلاب و خدمت به آن داشته اند و بارها گفته اند آنچه می خواهیم همان حقیقتی است که مورد خواست این ملت بزرگ بود، مورد تأیید امام بود و در جریان انقلاب تحقق پیدا کرد و به صورت قانون اساسی تبلور پیدا کرد. کسانی که به راه و رسمی معتقدند که با واقعیت تطبیق داشته و به مصلحت جامعه و مورد خواست اکثریت است؟ جمهوری اسلامی به معنی خاص کلمه، از دستاوردها و شاهکارهای بزرگ انقلاب است که در مرحله ایجابی آن مطرح شد. روح غالب مردم ما اسلامی است؛ بنابراین هیچ حرکتی در کشور موفق نخواهد شد مگر اینکه آشنا و وفادار به مبانی و اصول و فرهنگی جامعه باشد که این معیارها و مبانی به شدت اسلامی است.

در جامعه هیچ کس نمی تواند مدعی باشد بدون در نظر گرفتن اسلام یا کنار زدن آن می تواند توفیقی حتی در ایجاد آزادی، فضای آزاد و مستقل و پیشرو داشته باشد.

از طرفی ما در دنیایی به سر می بریم که حق، کرامت، حرمت و جایگاه مردم در ذهن بشر جا افتاده و این یک مسأله تاریخی است. اینکه مردم حاکم بر سرنوشت خویش هستند یک دستاورد بسیار عظیم دوران معاصر است که با رجوع به منابع و مبانی اصلی دین خودمان آن را خواهیم جست. احترام به انسان، حاکمیت انسان، آزادی سیاسی و اجتماعی انسان مسائلی است که در زمان پیامبر، امیرالمؤمنین و در متن آموزه هایی که از آن بزرگواران و دیگر بزرگان دین به دست ما رسیده است وجود داشته است. امروز ما در دنیایی به سر می بریم که پذیرفته است حکومت ها دیگر نمی توانند مستبد باشند و از بالا بر مردم تحمیل شوند و فقط آنها حق فرمان روایی داشته و مردم مجبور و محکوم به اطاعت محض و مطلق از آنها باشند، بلکه این نتیجه به دست آمده است كه حکومت مطلوب حکومتی است که برآمده از مردم باشد و از مردم نمایندگی کند و در نتیجه در برابر حقوق مردم نیز مسؤول است.

ادامه‌ی این ورودی را بخوانید »

میرحسین موسوی روز گذشته به منزل مهدی کروبی رفت تا درباره اتفاقات روی داده پس از انتخابات با یکدیگر رایزنی و گفتگو کنند.در این دیدار هر دو کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم با اشاره به تلاشهای صدا و سیما برای تخریب جریان اصلاحات بر حق قانونی خود مبنی بر حضور در صدا و سیما و دفاع از خود تاکید کردند.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، در این دیدار که با حضور تنی چند از خبرنگاران برگزار شد، موسوی و کروبی با اشاره به تبلیغات یک طرفهای که صدا و سیما عليه آنها راه انداخته است، خواستار فرصتی برای حضور در یک برنامه تلویزیونی شدند تا به تخریبهایی که رسانه ملی علیه آنها راه انداخته است پاسخ دهند.ا

در ابتدای این دیدار مهدی کروبی، انتخابات اخیر ریاست جمهوری را یک فرصت بسیار خوب برای نظام و دولت دانست و گفت:«نظام میتوانست از این فرصت به نحو خوبی برای اقتدار خود در جهان استفاده کند.»ا

او با بیان این که رفتارهای پس از انتخابات دور از شان نظامی بود که امام راحل آن را پایهگذاری کرده بود، به برخوردهای صورت گرفته با علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی و نیز مرتضی الویری و ابراهيم اميني اشاره کرد و این افراد را همچون دیگر افرادی که پس از انتخابات بازداشت شدند، فرزندان انقلاب و نظام خواند که برای استقرار آن جانفشانیها کردهاند.ا

دبیرکل حزب اعتمادملی رفتارهای صورت گرفته با نیروهای انقلاب و دانشجویان را «عجیب و غریب» توصیف کرد و با اشاره به واقعه 16 آذر سال 32 تاکید کرد که زمانی که نیروهای شاه به دانشگاه حمله بردند، همه این رفتار را یک عمل قبیح دانستند و پس از این همه سال هنوز کسی نیست که از این رفتار دفاع کند.ا

او این موضوع را نشانهای دانست برای آن که همه مسئولان مراقب رفتار و اعمال خود باشند تا آیندگان به نیکی از آنها یاد کنند.ا

مهدی کروبی در ادامه سخنان خود به نامه اخیر استانداری تهران که شورای شهر را از دیدار با خانواده های بازداشتشدگان منع کرده اشاره کرد و این رفتار را بسیار غیرمتمدنانه خواند.ا

او همچنین اظهارات اخیر حجت الاسلام محسنی اژهای، دادستان کل کشور را مورد اشاره قرار داد که گفته بود اکنون در وضعیت جنگی هستیم، او این سخنان را برای رعبآوری از دادگاه انقلاب دانست و گفت:«چرا باید این سخنان بیان شود و چرا باید این گونه وانمود شود که فضای کشور جنگی است و همه باید سکوت کنند و دم برنزنند؟»ا

او با بیان این که برخی از نظامیان همچون فرمانده سپاه از اصلاحطلبان انتقاد می کنند که چرا برای تلویزیونها و سایتهای بیگانه خوراک فراهم میکنید، گفت:«من از ایشان میپرسم که چه کسی برای آنها خوراک فراهم میکند؟ ما یا شما؟ چه کسی سخنان تند میگوید ما یا شما؟ چه کسی برخوردهای تند را سرلوحه کارهای خود قرار داده است ما یا شما؟»ا

کروبی همچنین به مراسم روز قدس اشاره کرد و گفت:«اولا من باید تاکید کنم که نگاه ما به رژیم صهیونیستی تغییر نکرده است. فلسطین همچنان مساله ماست و روز قدس نیز روز حمایت از مردم مظلوم فلسطینی و تبری از رژیم صهیونیستی است، اما من میخواهم اشاره کنم به جمعیتی که به این مراسم آمدند و باید قدردان آنها بود. عموم کسانی که به دعوت ما به این مراسم آمدند شعاریهایی که دادند در رابطه با ایران و کشورشان بود و نگران سرنوشت خود بودند. نمیتوان به مردم گفت که نگران کشور خود نباشید. اگرچه مساله اصلی ما در این روز فلسطین است اما من میپرسم که آقایان توضیح دهند که چه اتفاقی در کشور افتاده است که روز فلسطین ناگهان مردم دو دسته می شوند و عدهای نگرانیهای خود را در شعارهایشان بازتاب میدهند؟»ا

او در پایان سخنان خود تاکید کرد:«برخی درباره انتخابات به گونهای سخن میگویند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. نه خانی رفته نه خانی آمده است. میگویند تقلب نشده است. آخر چرا این حرفها را به مردم میزنید؟ یعنی مردم نمیدانند که چه برسرشان آمده است؟ پس این اعتراضات چیست؟ می گویند که فلانی 300 هزارتا رای آورده است و من در 10 هزار صندوق حتی یک رای هم نداشته و در محلهایی که صندوق ها مستقر بود حتی یک طرفدار هم نداشتهام؟ این درحالی است که برخی از دوستان که پای صندوق بودند میگویند در فلان صندوق شما 100 تا رای داشتید اما برای شما یک رای منظور شد. آخر یک حرفی بزنید که کسی به شما نخندد. اگر راست میگویید در برابر دهها ساعت انکار تقلب در رسانه ملی و فشار بر زندانیان بیگناه برای اعتراف، به ما وقت بدهید تا در تلویزیون دلایل و مدارک خود را ارایه دهیم.»ا

مهدی کروبی معتقد است که باور مردم و اعتماد آنها بزرگترین سرمایه نظام است و بر این اساس به سخنان امام اشاره کرد و یادآور شد:«بزرگترین سرمایه امام اعتماد مردم بود و این سخن را بارها بیان کردند. لذا نباید از نظام سلب اعتماد شود و نباید کسی در این راستا گام بردارد. برخی از آقایان خواسته یا ناخواسته در این راه قدم بر میدارند و فوج فوج برای بیگانگان خوراک تهیه میکنند. بیایید برای رهایی از وضعیت موجود حرکتی صحیحی انجام دهید. آمارهای واقعی را اعلام کنید. صدا وسیما که به یک رسانه جهتدار و تخریبگر تبدیل شده و روز به روز از خود مشروعیتزدایی میکند، راه درست را در پیش بگیرد و اعتماد مردمی را که از دست داده مجددا به دست آورد.»ا

همچنین در این دیدار مهندس میرحسین موسوی با اشاره به وقایع روی داده پس از انتخابات به اتفاقی که در 13 آبان 1358 رخ داد اشاره کرد و یادآور شد:«کسانی که آن حماسه را آفریدند، امروز در گوشههای زندان هستند و این طنز تلخی است که این روزها متاسفانه رخ داده است و من نمیدانم که چرا این مسایل و این اتفاقات در حال روی دادن است و چرا باید با نیروهای مومن انقلاب چنین کنند.»ا

میرحسین موسوی معتقد است این رفتارها باعث ایجاد زخمهایی بر روح و روان مردم میشود که به آسانی قابل درمان نیست.ا

او به دادگاههایی که با سر و صدای بسیار برای اصلاحطلبان برگزار شده بود اشاره کرد و گفت:«چه نتیجهای از این نمایش عاید شما شد؟ آیا به دنبال برگزاری دادگاه تفتیش عقاید هستید؟ آیا متوجه اثرات منفی آن در جامعه هستید؟»ا

میرحسین موسوی به خیل نیروهای انقلاب که به حاشیه رانده شدهاند اشاره کرد و گفت:«در این چهار ساله اخیر رفتارهای نادرستی صورت گرفته است که همه نیروهای انقلاب یا به حاشیه رفتهاند یا رغبتی برای کار ندارند. شما نگاه کنید و ببینید که چه تعداد وزیر و وکیل و نیروی انقلابی حذف شدهاند. حاشیه انقلاب ما الان بزرگتر و مهمتر از متن آن شده است. چند رییس جمهور داریم. چندین وزیر داریم. نمایندگان،مدیران و نخبگان طراز اولی داریم که همه در حاشیه قرار گرفتهاند. چرا باید این استعدادها همه حذف شوند؟»ا

وي با اشاره به هشدارهاي يك سال اخير خود در خصوص سواستفاده برخي نهادهاي قدرت از داراييهای مالی كشور از ابهام در واگذاری سهام مخابرات و منابع تامين 8000 ميليارد تومان هزينه خريد آن از سوی سپاه پاسداران ابراز تاسف كرد.ا

نخست وزیر مورد تائید و حمایت امام راحل در ادامه به بحث انقلاب مخملی که از سوی برخی بیان میشود پرداخت و آن را یک بحث نظری و دانشگاهی دانست و وقوع آن را در ایران غیرممکن خواند و گفت:«متاسفانه این روزها از هر تریبونی حرفی در تخریب نیروهای انقلاب زده میشود. خصوصا آن که تریبون مقدس نماز جمعه اختصاص پیدا کرده است به تریبون یک جناح و تندروها برای حذف نخبگان و کسانی که نظر و رای دیگری دارند از هر وسیله استفاده میکنند.»ا

میرحسین موسوی با اشاره به تاريخ روسيه و دوران کمونیست ها و رفتارهای آنها تاکید کرد:«در مقطعی افرادی بر سرکار آمدند و تلاش کردند و نیروهایی را که انقلاب کرده بودند حذف کنند. در کتابها و عکسهای انقلاب خود، نقش آفرینان انقلاب را حذف کردند و تلاش کردند با جعل تاریخ، تاریخ دیگری را برای مردم خود و دنیا بیافرینند. حکومت آنها برچیده شد تاریخنگاران آمدند و تاریخ واقعی را نگاشنتد.»ا

وی تاکید کرد:«عدهای نباید تصور کنند که حوداث اول انقلاب و سال های پس از آن از ذهن و ضمیر مردم گریخته است. اخیرا یکی از آقایان که در دولت بنده نیز دارای سمتی بود و بعد به علت اختلافات از دولت استعفا داد و رفت مطالبی را بیان کرده است که انسان حیرت میکند. سه ، چهارماه است که علیه بنده و آقای کروبی و افراد دیگری که از ما حمایت میکردند ، به صورت یک طرفه در صدا و سیما و رسانههای خود دورغ میپراکنند و ما را تخریب میکنند. آیا ما حق نداریم در صدا و سیما از خود دفاع کنیم؟»ا

او با یادآوری جلسه ای که با هاشمی شاهرودی رییس سابق قوه قضاییه داشت گفت:«آقای شاهرودی با بنده تماس گرفت و گفت آیا میتوانید به دفتر من بیایید؟ رفتم. آقای هاشمی رفسنجانی نیز آنجا بود که من اصلا از حضور ایشان خبر نداشتم. درباره اتفاقات پس از انتخابات سخن گفتیم و آقای شاهرودی از بنده پرسید میخواهید چکار کنید؟ گفتم حرف ما که مشخص است. در این فضای تخریب به ما تریبون بدهید تا ما نیز از رسانه ملی با مردم به صورت زنده سخن بگوییم. قبل از آن نيز آقاي لاريجاني از من پرسيده بود كه حاضری به تلويزيون بروی. من نيز گفته بودم بله. در ديدار با آقاي شاهرودی، ایشان پیشنهاد برگزاری یک تجمع قانوني را دادند. پذیرفتم. همان لحظه ایشان با شورای عالی امنیت ملی تماس گرفت. صحبتی کردند. آنها نیز پذیرفتند. بعد به من گفتند که درخواستی بنویسید. ما درخواستی را به امضای بنده تهیه و ارسال کردیم. چند روز بعد مطلبی از شورای عالی امنیت ملی برای ما ارسال کردند که طبق فلان ماده با برگزاری تجمع مخالفت کرده بودند. یک مدیرکلی نیز آن را امضا کرده بود.»ا

میرحسین موسوی در با انتقاد از رواج دروغ در ميان برخي مسوولان افزود:«مدام اطلاعات غلط به مردم میدهند و فكر میكنند كه مردم باور میكنند. همين تعداد كشتههای پس از انتخابات چندبار عوض شد؟ بعد مي گويند تقلب در انتخابات دروغ است. برخی بسیج شدند تا وانمود کنند که تقلبی صورت نگرفته است. خصوصا در سیما این امر بسیار تبلیغ شد. خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستید چرا نگران حضور ما در سیما هستید یا چرا از حضور کارشناسان ما در سیما خودداری میکنید؟ اگر صادقانه سخن میگویید میزگردی را با حضور کارشناسانی از ما و خودتان برگزار کنید تا دو طرف سخن خود را بگوید.»ا

موسوی با اشاره به فضای بستهای که بوجود آوردهاند، گفت:«الان وضع به گونهای شده است که هیچکس نمیتواند از دولت انتقاد کند. هرکس حرفی بزند ولو از خودشان باشد با دشمن مرتبطش میکنند و ضد امام میخوانندش و برایش پروندهسازی میکنند.»ا

وی تصریح کرد:«من می پرسم شما که در انتخابات مجلس ششم 700 صندوق را ابطال کردید تا یک نفر را وارد مجلس کنید چرا چند صد صندوق را باز نمی کنید تا در یک برنامه زنده تلویزیونی مردم ببینند که چند تعرفه بدون سریال وجود دارد؟»ا

موسوی در پایان ابراز امیدواری کرد که دلسوزان نظام تدبیر کنند و مشکلات بوجود آمده را حل کنند. چرا که به اعتقاد او نمیتوان آگاهی مردم را نادیده گرفت و به دانشجویان گفت دم نزنید چرا که دانشجویان فرزندان این مردم هستند و نیاز به پاسخ دارند.ا

مهدی کروبی به ادعاهای کذب احمدی نژاد پیرو مصاحبه با شبکهPBS امریکا در نامه ای که فرزندش به ضرغامی نوشته آورده است:

باسمه تعالی

خشت اول چو نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج

برادر گرامی آقای مهندس ضرغامی

ریاست محترم سازمان صدا و سیما

با سلام

همانطور که میدانید سه شنبه شب مصاحبه آقای احمدی نژاد با چارلی رز مجری شبکه پی بی اس آمریکا از شبکه یک سیما پخش شد. مجری این شبکه تلویزیونی آمریکایی در ارتباط با حوادث پس از انتخابات به موضوع تجاوز در زندانها اشاره کرد که آقای احمدی‌نژاد در پاسخ مدعی شدند آقای کروبی این حرف‌ها را زده است و وقتی هیات سه نفره قوه قضائیه از او اسناد خواستند گفت عصبانی شدم ، این حرف‌ها را زدم و هیچ سندی ندارم.

جای بسی تاسف است که قلب واقعیت، فرهنگ لا یتغیر رئیس قوه مجریه شده است. نمی دانم نیویورک چه خصوصیتی دارد که ایشان هر گاه به آنجا می روند این خصوصیت فردی شان دو چندان می گردد. از بد حادثه، سیمای جمهوری اسلامی نیز به ابزاری برای ترویج این فرهنگ مذموم قرار گرفته که نتیجه مستقیم آن ، سلب اعتماد مردم از حاکمیت و رسانه ملی است .

آقای کروبی ضمن تکذیب ادعای مطرح شده آاقای احمدی نژاد جهت اطلاع مردم بزرگ ایران فرمودند:

“مردم عزیز بدانند اخبار بسیارتکان دهنده ای از بازداشتگاه های قانونی و غیر قانونی علیه فرزندان این کشور که تنها حق قانونی خود را مطالبه کرده بودند، بدست من رسید. وظیفه شرعی، قانونی، ملی و انسانی خود دیدم مراتب را اعلام و اجازه ندهم تعرض به جان، مال، ناموس و کرامت مردم به امری عادی در جمهوری اسلامی تبدیل گردد. بعد از تعین هیات از سوی ریاست محترم قوه قضائیه، نشست های خوبی برگزار شد و من مستندات مربوط را با این اطمینان که هیت ۳ نفره کمر به پیگیری جنایات و مجازات مرتکبین اعم از مباشرین و آمران بسته، تحویل هیات دادم. به ناگاه و بجای پیگیری حوادث تکان دهنده، حملات یکجانبه از سوی دین فروشان به من آغاز و دفتر حزب اعتماد ملی و دفتر شخصی ام پلمب گردید و کپی دیگری از مستندات در اختیار مقامات قرار گرفت. ادعای مطرح شده در آن مصاحبه کذب محض و من کماکان بر پیگیری جنایت انجام گرفته که وجدان هر انسان آزاده ای را بدرد می آورد، تاکید دارم. از سیمای به اصطلاح ملی می خواهم یک سوم وقتی که در اختیار دادستان محترم قرارداده به من یا نماینده ای از سوی من اختصاص دهد تا ابعاد این جنایت ها را برای مردم بگویم و ملت ، صاحبان اصلی این کشور به عنوان هیات منصفه عمومی به قضاوت میان ما و شما بپردازند. امام (ره) می فرمودند جان من فدای تک تک مردم، حال چگونه است که این مردم اینقدر نامحرم شده اند و نباید از آنچه بر سر فرزندانشان رفته از طریق سیستم خود مطلع شوند.”

آقای ضرغامی

ازآنجا که شما را فردی صادق و باهوش می دانم، به عنوان یک دوست توصیه می کنم که دیوار بی اعتمادی موجود میان مردم و رسانه ملی که این روزها به نظر آنان به رسانه میلی تبدیل شده را از میان بردارید. صلاح کشور و مردم در آگاهی آنان است والا کیست که نداند جریان آزاد اطلاعات در پرتو تکنولوژی موجود، علیرغم همه تدبیر ها ، مرز ها را در هم ریخته و مردم را در جریان حوادث قرار می دهد.

توفیق و سلامت شما را از ایزد یکتا مسئلت دارم.

با تشکر

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.